ميرزا حسن حسينى فسايى

930

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ازدواج پسر ديگر خود ميرزا ابو الحسن خان درآورد و به اندازهء سزاوارى اين عروس ، مبلغى خطير بيشتر از عروسى ميرزا محمد حسين وكيل در عيش و عشرت مخارج نمود و در سال 36 [ 12 ] در شيراز وفات يافته ، به رحمت ايزدى پيوست . و از مآثر او كاروانسراى مهارلو و كاروانسراى باجگاه دو فرسخ شمالى شيراز و حمام ميرزا هادى « 1 » در اين محله است كه در همه شيراز بعد از حمام كريم خان زند ، مانندش ديده نگشته است و او را چهار نفر پسر است : اول آنهاست : مقرب خاقان ، ملاذ طوايف ، مظهر آثار عواطف ، ثمره شجرهء سيادت و سعادت ميرزا محمد حسين وكيل الملك [ كه ] در سال 1212 در شيراز متولد گرديد ، پس كمالات لايقه را بياموخت و خط شكسته را به وجهى درست نوشت كه خط شناسان ، رقعه - جاتش را قطعه كرده ، ضبط مىنمودند و در سال 1238 علاوه بر منصب استيفاى ديوانى ، به لقب جليل وكيل الملكى سرافراز گشته ، مشهور به « وكيل » گرديد و چون از عهده تمامت مشاغل متعلقه به والد ماجدش برنيامد به حكومت بلوك فسا كه عموم املاكش از بنى اعمام او بود قناعت نمود و گاهى معزول و گاهى منصوب بود و در سال 1273 در قصبه فسا به رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش عالىجاه ، مقرب الخاقان ميرزا محمد على در خلق و خلق و ربط و كمالات معنوى ، اقتدا به والد ماجد خود نموده در سال 1253 در شيراز متولد شده ، در قصبه فسا توطن نموده ، به منفعت املاك موروثى و وظيفه ديوانى قناعت كرده ، در خدمت فقرا و درويشان مساعى جميله نمايد . پسر دويم مرحوم ميرزا محمد هادى است : ممهد قواعد رأى و تدبير و مشيد مبانى تقرير و تحرير ، طره ناصيه سيادت ، غره جبهه سعادت ، امير ممجد ميرزا محمد مشهور فسائى « 2 » در سال 1220 در شيراز متولد شده ، در مبادى زندگانى كسب كمالات صورى و معنوى را نموده ، مقدمات عربيه و ادبيه را به وجه احسن آموخته ، تصرفات نيكو ، در الفاظ و معانى اشعار فارسى و عربى مىنمود و اشعار را در محاورات و مكالمات به مناسبت مىخواند . در وقتى كه دولت بهيه انگليس در سال 1272 اخبار جنگ با دولت عليه ايران در بندر بوشهر دادند ، نواب اشرف و الا مؤيد الدوله ، طهماسب ميرزاى قاجار حكمران مملكت فارس ، احمد خان تنگستانى را كه مردى دلير و طايفه‌اى جنگجو داشت ، به شيراز خواسته ، در وقت سلام عام براى تشبيب خاطر احمد خان ، بيانى از نيكوئى اندام و شجاعت او فرمود و او را ترغيب به جنگ مىنمود ، ميرزا محمد اين بيت را از گفته طغرائى بخواند : و عادة النصل أن يزهى بجوهره * و ليس يعمل الا فى يدى بطل « 3 » حضرت مؤيد الدوله يك ثوب شال ترمه كشميرى ، به ميرزا محمد عنايت فرمود و در سال

--> ( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 505 . ( 2 ) . وقايع اتفاقيه ، ص 580 . ( 3 ) . ر ك : زندگانى استاد مؤيد الدين طغرائى اصفهانى ، مجله دانشكده ادبيات طهران ، امرداد 1344 ، تاليف دكتر مظفر بختيار ، ص 63 . معنى شعر : شمشير عادة به جوهرى كه در اوست گرامى است و با اينهمه ، كارى از آن ساخته نيست مگر آنكه در دست دلاورى قرار گيرد .